اسماعيل بن محمد مستملى بخارى

505

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )

نماند . هركه را ايمان باشد هرچند دير بماند ، آخر بيرون آوردن هم فضل خداوند باشد . نبينى كه اندر دنيا خداى عز و جلّ كسى را از بلا نگه دارد فضل باشد ، و اگر به بلا گرفتار كرده باشد از آن بلا بيرون آرد هم فضل باشد . و دليل آنكه از دوزخ بيرون آوردن واجب است مر اهل ايمان را خبر پيغمبر است صلى الله عليه و سلم : يخرج اقوام من النار قد امتحشوا و صاروا كالحمم فيأتون باب الجنة يغتسلون فى نهر على باب الجنة يسمى نهر الحيوان فينبتون منه كما ينبت الطواثيت فيدخلون الجنة و يكتب على جباههم عتقاء الله من النار فسماهم اهل الجنة الجهنميون فيقولون ربنا اما ان تردنا الى النار و اما ان تمحوا عنا ما بنا فيمحى عنهم . و نيز به خبرى از پيغمبر صلى الله عليه و سلم آورده‌اند كه خداى عز و جلّ بفرمايد تا دو بنده را از دوزخ بيرون آرند و بفرمايد تا ديگرباره با ايشان شمار كنند ، گناهشان نيز مانده باشد بفرمايد كه هر دو را به دوزخ باز بريد . يكى بشتابد سوى دوزخ و ديگرى همى خويشتن باز كشد و باز پس همىنگرد . بفرمايد تا هر دو را بازآرند . مر آن يكى را گويد عذاب ديده بودى چرا شتافتى ؟ گويد از بهر آنكه آنكه مرا پيش آمد از بىفرمانى آمد . ترسيدم كه اگر فرمان نكنم بلا بيشتر گردد . فرمان آيد كه بدين طاعت داشتن ترا عفو كردم . و مر آن ديگر را گويد كه به رفتن چرا كاهلى كردى ؟ گويد گمان مىبردم به كرم تو كه چون مرا از دوزخ بيرون آوردى به دوزخ باز نبرى . فرمان آيد كه بدين گمان نيكو كه بردى ترا آمرزيدم و آزاد كردم . « قوله قالوا و معنى قوله : إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ هو الكفر و الشرك و هو [ انواع كثيرة فجاز ان يطلق عليها اسم الجمع ] » . اين جواب آن تعلقى [ است ] كه معتزله بدين آيت كردند بدان وجهى كه ياد كرديم . گفت كه اين كبائر گناهان كبيره نيست چنان كه ايشان گفتند ، و ليكن كفر است و شرك ؛ و از بهر آن كبائر گفت كه كفر انواع است چون جهودى و ترسايى و